ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
301
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بازگرداند . سلطان محمود به سپاهيان خود فرمود كه به استقبال وى بشتابند و مقدم او را گرامى دارند . فرمان سلطان اجرا گرديد . و ملك مسعود با تجليلى كه درخور وى بود ، وارد شد . سلطان محمود دستور داد كه از ملك مسعود در اقامتگاه مادرش پذيرائى شود . خود نيز براى ديدار وى بدانجا رفت و نشست و او را به حضور خود فراخواند . دو برادر يك ديگر را در آغوش كشيدند و به گريه افتادند . محمود به او محبت بسيار كرد و احساسات شديد نشان داد و نسبت به آنچه وعده كرده بود وفادارى بجاى آورد و با او درباره كارهايش به گفتگو پرداخت . اين حسن رفتار از جملهء مكارم اخلاق سلطان محمود شمرده شد . بدين ترتيب نزاع بين دو برادر پايان يافت . در حالى كه رويهمرفته بيست و هشت روز در آذربايجان و موصل و جزيره خطبهء سلطنت بنام مسعود خوانده بودند . اما جيوش بيك كه سمت اتابكى ملك مسعود را داشت به گردنهء اسد آباد رفت و منتظر ملك مسعود شد ولى او را نديد . در جاى ديگر هم انتظارش را كشيد ولى به او دسترسى نيافت . لذا ازو نااميد شد و به - موصل رفت و در حوالى شهر اطراق كرد و به جمعآورى غلات براى شهر پرداخت و سپاهيانى گرد آورد . وقتى كه شنيد سلطان محمود با برادر خود چگونه رفتار كرده ، و ملك مسعود اكنون در خدمت اوست ، دانست كه مقام او بدين صورت